خانواده های کوچک درخانه های قوطی کبریتی، پیامد صنعتی شدن جوامع ودرنتیجه دور افتادن ازسنت های برجای مانده ازنسل های پیشین است که متاسفانه این آداب ورسوم همچنان درحال کم رنگ ترشدن است. معمولا یک نوع اختلاف نظر و تفاوت نگرش بین فرزندان و والدین درخانواده ها وجود دارد که بخشی از این اختلاف نظرها به توقعات دو طرف باز می گردد. به گفته کارشناسان این توقعات باعث چالش بین دو طرف می شود واین پدیده، عاملی برای ایجاد شکاف بین نسل ها می شود.

 متاسفانه ، سرعت و شتاب جوامع در مسیرتوسعه یافتگی، باعث شده که آنچه ازآن به عنوان فرهنگ و رسوم یاد می شود، به فراموشی سپرده شود و همین امر منجر به ایجاد شکاف عمیق “بین نسلی” شده است. دور افتادن نسل امروز از عقاید و افکار نسل گذشته، پایه های خانواده های سنتی و اصیل را متزلزل کرده و این نکته ای است که جامعه شناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی برآن تاکید نموده و حساسیت خاصی بر روی آن دارند. موضوع دیگر اینکه ، سیر تحول جامعه روبه پیشرفت است و نسل های نوبا یک نگاه آرمان گرایانه به جامعه و مسائل نگاه می کنند، راه کارهای جدید را راحت می پذیرند و به دنبالش هستند. درحالی که نسل های قبلی در مقطعی قراردارند که یک نگرش محافظه کارانه در رفتار دآنان شکل گرفته و خود به خود یک نسل مدافع و حافظ همه چیز می شود و یک نسل می خواهد آن را تغییر دهد و بهترآن را ارائه دهد و این خود باعث تفاوت دیدگاه ها و نگرش می شود. جوانان با اظهار بی علاقگی و حتی گاهی اوقات انزجار نسبت به هرگونه تشابه میان خود و زندگی والدینشان، به دنبال یافتن ارزشها و اصول و شیوه زندگی نوینی هستند که بتواند هیجانات و نیازهای جدید آنها را پاسخ گوید.  وجود احساس نگرانی و ترس نسبت به پدیده شکاف نسلها امری قابل توجیه و عقلانی است. اثرات مخرب این پدیده جمعی چنان شدید و طاقت فرسا است که بکارگیری هرگوه راه چاره ای را موجه جلوه می دهد. در شکاف نسلها نه تنها امکان ارتباط و همزیستی میان گروههای اجتماعی و نسلهای مختلف را کاهش می یابد، بلکه امکان انتقال میراث فرهنگی به نسلهای بعدی دچار اختلال می گردد، بنابراین چندپارگی های بسیاری در رفتار، گفتار، باورها، نگرش ها و... پدید می آید. درنتیجه شکاف نسلها موجب پدیدآمدن بحران هویت در جامعه می گردد. بحرانی که در تاریخ فرهنگ معاصر ما رخ داده و بیشترین انرژی و وقت ما را صرف خود نموده است که بی تردید می تواند نامطلوب باشد.

- نسل گذشته: نسل گذشته خواستار انطباق کامل و انکار تفاوت نسلی است و این عاملی تحریک کننده است که می تواند زمینه ساز شکاف باشد. مسئله بعدی درنسل پیشین دفاع تحکمی که آن نسل از ارزشهایش است که می تواند اثر تخریبی داشته باشد.

در شکاف نسلهاچندپارگی های بسیاری در رفتار، گفتار، باورها، نگرش ها و... پدید می آید

- نسل جدید: بعضی از ویژگی ها و خصوصیات نسل جدید طبیعی و بعضی هم خاص مقتضات سنی اش است و خصوصیت مهم نسل جدید این است که به شکاف دامن می زند. در این نسل عناصری وجود دارد که می تواند زمینه ساز شکاف نسل ها باشد. پیش از هرچیز، دوره نوجوانی ویژگی های معینی در فرد ایجاد می کند. نداشتن هویتی مشخص یکی از ویژگی های دوره نوجوانی است، یعنی نوجوان مانند جامعه در حال گذار است و وجودش کاملا وابسته با پدر و مادرش می-باشد و هر وقت مورد توجه قرارگیرد، احساس آرامش می کند، در دوره نوجوانی فرد یک حالت بینابینی دارد، یعنی از دوران کودکی فاصله گرفته و به بزرگسالی نزدیک می شود. بنابراین بعضی از ویژگی های هر دو دوره را در خود دارد و این مسئله مهمی است که موجب می شود هویت نوجوان سیال باشد و به سرعت به رنگ محیط درآید. مسئله دوم ناپختگی تفکر نوجوانان است. بدین معنا که درمقام اندیشیدن درباره مسائل به سبک همه یا هیچ فکر می کنند که این مورد می تواند طبیعی باشد. زیرا فرد هنوز اولین تجربیات خود را کسب می کند و چون چیز زیادی برای مقایسه با آن ندارد، آن را مطلق می پندارد.

- شرایط امروزی جامعه: شرایط و موقعیتی که دو نسل با توجه به دگرگونی شرایط در بستر زمان در آن قرار دارند، می تواند عاملی مهم و تعیین کننده محسوب گردد.  یکی از عوامل موثر در تغییرات پارادایمی در بستر مدرنیته، تحولات شگرفی است که در تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی صورت گرفته و چهره معرفتی و ارزشی بشر را دگرگون کرده است؛ یعنی انقلابهایی که براساس اینترنت و ماهواره به وجود آمده و مغزها را متحول کرده است. گفتنی است که تکنولوژی و تحولات آن لزوما به معنای تحولات ارزشی هم هست. انسانها نمی توانند با هرگونه تکنولوژی، همچون باورها، ارزشها و معرفت سنتی خود را حفظ کنند و چنین تحولاتی اجتناب ناپذیر است، کشور ما نیز با این تحولات دست به گریبان است. 

به طور کلی، سه عامل نسل پیشین (گذشته)، نسل پسین (جدید) و موقعیت و شرایط امروزی با هم ارتباط پویایی دارند و می توانند همدیگر را تشدید یا تضعیف کنند و به نظر می رسد که این سه عامل می توانند نقش تعیین کننده ای در بروز یا عدم بروز شکاف نسل ها در جامعه ایفا نمایند.

مؤلفه های تشخیص شکاف نسلها:

 همیشه از قدیم گفته اند: «علاج واقعه قبل از وقوع آن است». در این مورد نیز می بایست مؤلفه ها را در نظر داشت تا با بروز آن، بلافاصله به راه چاره اندیشد و تا مزمن تر نشدن آن، جلوی آن را گرفت. گفتنی است که وجود یک مؤلفه از مؤلفه های زیر لزوماً به معنای شکاف نسلها نیست، بلکه اجتماع همزمان تعدادی از این عوامل می تواند دلالت بر وجود این پدیده داشته باشد.

حال به مؤلفه های تشخیص شکاف نسلها می پردازیم:

¤ کاهش ارتباط کلامی

یکی از مؤلفه های تشخیص بروز شکاف نسلها، کاهش و یا حتی از بین رفتن ارتباط کلامی یا گفتگو میان نسل گذشته با نسل جدید است. ارتباط کلامی، یکی از انواع ارتباط های مؤثر و رایج در مناسبات انسانی است. ارتباطی که متکی بر تفاهم و صمیمت باشد، دنیای درونی دو نسل را به یکدیگر پیوند می دهد. اما اگر ارتباط کلامی میان این دو نسل کم باشد و این امر به طور مستمر و مداوم عمیق تر شود، تا حد زیادی بیانگر جدایی نسل گذشته با نسل جوان است و این امر زمانی برطرف می شود که یکی از طرفین ابتکار عمل را به دست بگیرد و روند گفتگو را با موفقیت تداوم ببخشد. موضوع پیشرفت تکنولوژیهای نوین ارتباطی همچون اینترنت، ماهواره، بازیهای رایانه ای و... نیز می تواند عاملی در کاهش ارتباط کلامی باشد، چرا که امروزه خانواده ها دیگر مانند گذشته دور یکدیگر جمع نمی شوند و هر یک از اعضای خانواده به خصوص نوجوانان و جوانان، مشغول فعالیت و یا پر کردن اوقات فراغت خود با این وسایل هستند و کمتر با والدین خود ارتباط کلامی برقرار می نمایند.

¤ اختلال در فرآیند همانند سازی

 الگو پذیری نسل جدید از نسل گذشته دچار مشکل شده است. در زمانهای دورتر، دو نسل متواتر از یکدیگر الگوبرداری می کردند؛ یعنی جوانان، والدین را الگوی خود قرار می دادند و همانند آنها عمل می کردند و از تجربیات ارزشمند والدین استفاده می جستند. ولی امروزه جوانان، دیگر مانند گذشته این کار را انجام نمی دهند؛ زیرا والدین خود را عقب تر از زمان حال می دانند و ارایه نقطه نظرات و پیشنهادهای آنان را قبول ندارند، لذا به سراغ شخصیت های دیگر که از طریق اینترنت، ماهواره و... معرفی می شوند، می روند و راه آنها را برای آینده خود انتخاب می کنند.

¤ کاهش فصل مشترکهای عاطفی

یک خانواده ایده آل، خانواده ای است که در آن والدین و نوجوانان و جوانان دارای یک ارتباط مناسب و دو سویه روحی، روانی و عاطفی باشند. چنانچه این ارتباط ضربه خورده و یا کاهش یابد، می تواند نوجوانان و جوانان را از خانه و خانواده دور کرده و به دام افراد شیاد و فرصت طلب انداخته و آنها خلا این ارتباط عاطفی را پر نمایند.

¤ بی تعهدی به فرهنگ خودی

پیشرفت فناوریهای نوین و گسترش وسایل ارتباط جمعی در جامعه، موجب شده است که فرهنگها از مرزهای جغرافیایی کشورها فراتر رفته و بر فرهنگ دیگر کشورها تاثیر بگذارند. بنابراین با دور شدن دو نسل از یکدیگر، دیگر نسل گذشته نمی تواند فرهنگ اصیل خود را به نسل بعدی منتقل نماید و نسل جدید به سمت و سوی فرهنگ بیگانه سوق پیدا می کند و هیچ گونه تعهدی نسبت به فرهنگ خودی از خود نشان نمی دهد.

¤ نداشتن درک متقابل دو نسل از یکدیگر

نداشتن درک متقابل دو نسل از یکدیگر موجب می شود که نسل جدید دیگر به پند و نصیحت های نسل گذشته اعتنایی نکرده و نسل جدید این نصیحت ها را تاریخ گذشته دانسته و راه چاره را در مشورت با غیرخانواده جستجو کند که این موضوع می تواند خطرناک و عاملی برای بروز ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

¤ نابردباری نسلها

از دیگر مولفه های تشخیص شکاف نسلها، نابردباری و نداشتن تحمل یا سعه صدر در مقابل لغزشها و خطاهای نسل جدید است. نسل جدید مانند هر نسلی دارای خطا و لغزش است؛ اما نسل گذشته که حافظه ای کوتاه مدت دارد و گذشته خود را به یاد نمی آورد، نمی تواند لغزش را امری طبیعی بداند و آن را قبول کند. این امر باعث نداشتن تحمل در مقابل لغزشها شده و هر لغزش کوچکی غیرقابل تحمل و شاید غیرقابل بخشش می شود. نپذیرفتن و نابردباری و نداشتن تحمل این مسائل، موجب شکاف و نیز سکوت و بی تفاوتی می گردد. سکوت و بی تفاوتی در مقابل خطاها هم به اندازه پرخاشها و بی صبری کردن با اهمیت است؛ برای اینکه حساسیت را در نسل جدید از بین می برد که می تواند این موضوع خطرناک باشد.

¤ حضور نداشتن نسل جوان در مشارکتهای اجتماعی

 یکی از عوامل مهم پیشرفت هر جامعه ای، مشارکت همه جانبه آحاد مردم در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که می تواند بستر مناسبی را فراهم نموده تا آن جامعه به نقطه ایده آل خود برسد. حال اگر این جامعه با عارضه ای با عنوان «شکاف نسلها» مواجه باشد، دیگر نسل جدید رهرو نسل پیشین خود نخواهد بود و تمامی زحمات و مشقت هایی که نسل گذشته برای رسیدن به نقطه مطلوب طی کرده است، از میان خواهد رفت. کشوری پیشرفته محسوب می شود که نسل جوان آن دوشادوش نسل گذشته در امور اجتماعی جامعه خود مشارکت داشته باشد.

 

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی سایت تبیان


منبع : tebyan.net